چنان ديد گوينده يک شب به خواب

که يک جام مي داشتي چون گلاب

دقيقي ز جائي پديد آمدي

بر آن جام مي داستانها زدي

به فردوسي آواز دادي که مي
مخور جز بر آيين کاووس کي