ناصر فیض در واکنش به خداحافظی علی معلم از دنیای شعر

بازتاب خداحافظي علي معلم از عرصه شعر در ميان شاعران/
فيض: آيا يك پهلوان از ميدان خداحافظي مي‌كند؟

خبرگزاري فارس: ناصر فيض گفت: استاد «علي معلم» پهلوان ميدان شعر است و حالا پهلوان مي‌خواهد از ميدان خداحافظي كند. واقعا نمي‌دانم! شايد شعر كمتر به اين مسائل خداحافظي و كناره‌گيري مربوط شود.


ناصر فيض در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس درباره حاشيه‌هاي اختتاميه جشنواره فجر و خداحافظي علي معلم دامغاني از دنياي شعر و شاعري و آيا اينكه دنياي شعر و شاعري بازنشستگي دارد يا نه گفت: به هر حال صلاح مملكت خويش خسروان دانند. استاد معلم پهلوان ميدان شعر است و حالا پهلوان مي‌خواهد از ميدان خداحافظي كند. واقعا نمي‌دانم. شايد شعر كمتر به اين مسائل خداحافظي و كناره‌گيري مربوط شود.
وي افزود: بايد ديد پشت اين قضييه چيست؟ و آيا اين قضيه و جمله آن قدر جدي است كه ايشان كاملا شعر را بوسيده و كنار گذاشته است؟

* اين شعر است كه شاعر را ول نمي‌كند

فيض در پاسخ به اين سئوال كه آيا دنياي شعر و شاعري بازنشستگي دارد يا نه اظهار داشت: هميشه شاعر سراغ شعر نمي‌رود بلكه گاهي اين شعر است كه شاعر را ول نمي‌كند. به همين راحتي شاعر نمي‌تواند بگويد شعر را ول كردم چون حساب كار هنري از غير هنري جداست. خود هنر نصف قضيه است. مگر مي‌شود يك شاعر از شرايط اطراف خود متاثر نشود و خلق اثر نكند؟
اين شاعر گفت: شايد هم منظور ايشان اين بوده كه من مشغوليات ديگري دارم و در سنگر ديگري فعاليت مي‌كنم و ديگر اصل قضه من و مشغوليت اول من شعر نيست.

* اين خداحافظي خيلي غيرمنتظره بود

ناصر فيض اظهار داشت: البته شاعران زيادي مثل بعضي از دوستان خودم را مي‌شناسم كه بعد از مدتي تصميم گرفتند شعر نگفتند اما اينكه كسي رسما بيايد بگويد از اين دنيا خداحافظي مي‌كنم بي‌سابقه و خيلي غيرمنتظره بود.
وي افزود: باز خداحافظي در دنيا ورزش سابقه‌اي دارد اما در شعر نه. البته درباره كارهاي بزرگ آدم‌هاي بزرگ بايد به بزرگي آنها توجه كرد. حتما صلاحي بوده كه ايشان چنين رفتاري داشتند.

علی معلم دامغانی با دنیای شعر و شاعری خداحافظی کرد


در اختتاميه جشنواره بين‌المللي شعر فجر مطرح شد؛

* علي معلم از عرصه شعر خداحافظي كرد*
اما از نكات جالب اين آيين پاياني سخنان علي معلم دامغاني رئيس فرهنگستان هنر بود كه همگان را شوكه كرد، دامغاني در سخنان خود كه پس از قرائت شعرش صورت گرفت، عنوان كرد: شايد شاعران در روزگاري سخناني مي‌گفتند كه به وقت خود زياده‌گويي بود، اما تاريخ نشان داد بسياري از رؤياهاي آنان تعبير شده است؛ اما بنده باور دارم وعده خداوند تعالي را درباره مردي و مردانگي شجاعاني كه در اين سرزمين هستند؛ محقق خواهد شد، حكمت رهبر فرزانه انقلاب و رياست جمهوري اسلامي ايران را كه از زبان ديگران فجر همه ايرانيان است؛ اما در اين سرزمين حتي يك قلم هم هنوز از كرامت او دفاع شايسته‌اي كه بايد، نكرده است.
وي افزود: ساليان درازي است كه بنده در سلسله اهل شعر خدمت مي‌كنم، اما امروز سرزمين ما مملو از شاعران جواني است كه فرصت از آنِ آنان است، بنده از اين رو با دنياي شعر خداحافظي مي‌كنم.
وي در خاتمه اين شعر را خواند و جايگاه را ترك كرد:
"رفتيم و عشق را به رقيبان گذاشتيم/ رفتيم و داغ بر دل هجران گذاشتيم/ در ما نبود طاقتي سوز و گداز عشق/ اين سوز و اين گداز به ايشان گذاشتيم "

شعری زیبا از رضی الدین آرتیمانی

الهی سوختم بی‌غم الهی

کرامت کن نم اشکی و آهی

چه اشک، اشکی که چون ریزد ز مژگان

شود دامان ازو رشک گلستان

چه آه آهی که چون از دل زند سر

بسوزاند دل یاقوت احمر،

دل بی‌عشق بر جان بس گران است

سر بی‌شور مشتی استخوان است

تو را خلد و مرا باغ و چمن عشق

تو را حور و مرا گور و کفن عشق

ز عشق از هر چه برتر میتوان شد

خدا گر نه، پیمبر میتوان شد

اگر یزدان پاک از لات عشق است

جهان را قاضی الحاجات عشق است

نداند عقل راه خانهٔ عشق

که عقل کل بود دیوانهٔ عشق

خراب عشق آباد ی ندارد

بد و نیک و غم و شادی ندارد

نداند دوست از دشمن گل از خار

برش یکسان بود تسبیح و زنار

ز لذتهای عٰالم گر کنم یاد

بجز خون جگر چشمم مبناد

مبادا مرهم داغم جز آتش

رضی خواهی بعٰالم گر دلی خوش