یا زهرا

اظهار درد دل به زبان آشنا نشد

دل شد ز خون لبالب و این غنچه وانشد

آن جان از آن زمان که جدا از تنم شده است

یکدم سر من از سر زانو جدا نشد

با آنکه دست دشمن دون بازویم شکست

دیدی که دامن تو ز دستم جدا نشد

شرمنده ام حمایت من بی نتیجه ماند

دستم شکست و بند ز دست تو وانشد

بسیار دیده اند که پیران خمیده اند

اما یکی چو من به جوانی دو تا نشد

از ما کسی سراغ ندارد غریب تر

در این میانه درد زپهلو جدا نشد

سلطان طریقت

ما عشق تو ناديده خريديم علي يار

ما پرده ي پندار دريديم علي يار

ما عشق تو ناديده خريديم علي يار

اندر همه جا نقش تو ديديم علي يار
***

ديديم عيان در همه جا نقش جمالت

تابيد به دل پرتو انوار جلالت

گشتيم همه عاشق و شيداي وصالت

آسوده نخفتيم شبي را ز خيالت

***
چون باد به كوي تو وزيديم علي يار

ما عشق تو ناديده خريديم علي يار

اندر همه جا نقش تو ديديم علي يار

***
ما صوفي سرمست و قدح نوش و فقيريم

صافي نظر و صافدل و صاف ضميريم

سلطان طريقت شه بي تاج و سريريم

محتاج به حقيم نه بر شاه و وزيريم

***
دست طمع از هر دو بريديم علي يار

ما عشق تو ناديده خريديم علي يار

اندر همه جا نقش تو ديديم علي يار

***
اي همدم و همراز نبي در شب معراج

اي صد چو سليمان به درت بنده و محتاج

خاك قدمت بر سر شاهان جهان تاج

ما را به هوايت دل و دين رفت به تاراج

***
بس طعنه ز اغيار شنيديم علي يار

ما عشق تو ناديده خريديم علي يار

اندر همه جا نقش تو ديديم علي يار

***
ما را ز ازل نام تو تا نقش جبين شد

از پرتو دل ديده ي ما نور ميبن شد

مهرت به دل سوختگان ماء معين شد

دل مخزن اسرار حق و عرش برين شد

***
ما بر در دل عبد عبيديم علي يار

ما عشق تو ناديده خريديم علي يار

اندر همه جا نقش تو ديديم علي يار

به بهانه سالگرد صادق هدایت

صادق هدایت (تولد:۲۸ بهمن ۱۲۸۱ برابر با ۱۷ فوریه ۱۹۰۳ در تهران، مرگ: (خودکشی با گاز) ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ برابر با ۹ آوریل ۱۹۵۱ در آپارتمان اجاره‌ای مکرر، خیابان شامپیونه، پاریس). نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی است.

هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی نوین ایران و روشنفکری برجسته بود. بسیاری از محققان، رمانِ «بوف کور» او را، مشهورترین و درخشان‌ترین اثر ادبیات داستانی معاصر ایران دانسته‌اند.  هرچند شهرت عام هدایت نویسندگی است، اما آثاری از نویسندگانی بزرگ را نظیر ژان پل سارتر، فرانتس کافکا و آنتون چخوف نیز ترجمه کرده‌است. حجم آثار و مقالات نوشته شده دربارهٔ نوشته‌ها، نوع زندگی و خودکشی صادق هدایت بیان‌گر تأثیر ژرف او بر جریان روشنفکری ایران است.

صادق هدایت در ۱۹ فروردین سال ۱۳۳۰ در پاریس خودکشی کرد. آرامگاه وی در گورستان پرلاشز، قطعه ۸۵، در پاریس واقع است.

از کودکی تا آغاز جوانی
صادق هدایت در سن پنج سالگی با لباس سفید، همراه با خواهران، برادران و عمو زاده هایش در باغ پدربزرگ (نیر الملک).

صادق هدایت در سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ برابر با ۱۷ فوریه ۱۹۰۳ در تهران متولد شد. پدرش هدایت قلی‌خان (اعتضاد الملک، فرزند نیرالملک وزیر علوم، در دوره ناصرالدین شاه) و نام مادرش زیور الملک (دختر عموی هدایت‏قلی‏خان، دختر حسين‌قلی مخبرالدوله) می‌باشد. جدّ اعلای صادق رضاقلی‌خان هدایت از رجال معروف عصر ناصری و صاحب کتاب‌هایی چون مجمع الفصحا و اجمل التواریخ بود. صادق کوچک‌ترین فرزند خانواده بود و سه برادر و سه خواهر بزرگ‌تر از خود داشت. (از برادرانش محمود خان، قاضی دیوان عالی کشور بود که در زمان نخست وزیری سپهبد رزم آرا، سمت معاون نخست وزیری را داشت. عیسی خان، سرلشگر و از رؤسای سابق دانشکده افسری بود. هر دو برادر در هنر و ادبیات دستی داشتند).

صادق هدایت در سال ۱۲۸۷ تحصیلات ابتدایی را در سن ۶ سالگی در مدرسهٔ علمیهٔ تهران آغاز نمود. در سال ۱۲۹۳ روزنامه دیواری ندای اموات را در مدرسه انتشار داد و دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون آغاز نمود. ولی در سال ۱۲۹۵ به خاطر بیماری چشم‌درد مدرسه را ترک کرد و در سال ۱۲۹۶ در مدرسهٔ سن‌لویی که مدرسهٔ فرانسوی‌ها بود، به تحصیل پرداخت. به گفتهٔ خود هدایت اولین آشنایی‌اش با ادبیّات جهانی در این مدرسه بود و به کشیش آن مدرسه درس فارسی می‌داد و کشیش هم او را با ادبیّات جهانی آشنا می‌کرد. در همین مدرسه صادق به علوم خفیه و متافیزیک علاقه پیدا کرد. این علاقه بعدها هم ادامه پیدا کرد و هدایت نوشتارهایی در این مورد انتشار داد. در همین سال صادق اولین مقالهٔ خود را در روزنامهٔ هفتگی (به مدیریت نصراله فلسفی) به چاپ رساند و بعنوان جایزه سه ماه اشتراک مجانی دریافت نمود. همچنین همکاری‌هایی با مجله ترقی داشت. صادق در همین دوران گیاه‌خوار شده بود و به اصرار و پند بستگانش مبنی بر ترک آن وقعی نمی‌نهاد. در سال ۱۳۰۳، در حالی که هنوز مشغول تحصیل در مقطع متوسطه بود دو کتاب کوچک انتشار داد: «انسان و حیوان» که راجع به مهربانی با حیوانات و فواید گیاه‌خواری است و تصحیحی از رباعیات خیام با نام «رباعیات خیام» (با کتاب «ترانه‌های خیام» اشتباه نشود) به همراه مقدمه‌ای مفصّل. در همین سال بود که صادق داستان «زبان حال یک الاغ به وقت مرگ» را در مجلهٔ وفا، سال دوم، شماره ۶-۵ منتشر کرد.

ادامه نوشته

مهدی اخوان ثالث

به دیدارم بیا هر شب


 

در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند


 

دلم تنگ است.


 

بیا ای روشن ای روشنتر از لبخند


 

شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها


 

دلم تنگ است.


 

بیا بنگر چه غمگین و غریبانه


 

در این ایوان سرپوشیده وین تالاب مالامال


 

دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهی ها


 

و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی .


 

.... شب افتاده است و من تنها و تاریکم .


 

و در ایوان من دیریست


 

در خوابند


 

پرستوها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی


 

بیا ای مهربان با من !


 

بیا ای یاد مهتابی !