<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>نجوا</title>
<link>https://najvaeshgh.blogfa.com</link>
<description>ادبیات شهرستان قاینات</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 21 Nov 2013 14:02:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>یغمای خشتمال نیشابوری را بیشتر بشناسیم</title>
<link>https://najvaeshgh.blogfa.com/post/127</link>
<description>سخن اول: اشاره‌ای بر زندگی و آثار یغما تولد: 20 دي ماه 1302، دهكده صومعه، از توابع نيشابور. درگذشت: 2 اسفند 1366، نيشابور. حيدر يغما، در سنين نوجواني به كار خشتمالي پرداخت و به سبب دايره‌ی علاقه به شعر و شاعري به حفظ كردن اشعار پرداخت. او پس از انجام خدمت وظيفه، به دهستان خود در حومه‌ی نيشابور باز مي‌گردد و همان‌جا به كار گل و خشت مالي مي‌پردازد. وي در سي سالگي، از طريق رفتن به جلسات آموزش قرآن به سوادآموزي پرداخت و طي مدت شش ماه، قرآن را فراگرفت و در خلال</description>
<pubDate>Thu, 21 Nov 2013 14:02:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>najvaeshgh</dc:creator>
<guid>najvaeshgh.blogfa.com/post/127</guid>
</item>
<item>
<title>صیاد</title>
<link>https://najvaeshgh.blogfa.com/post/126</link>
<description>چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم ای طرفه نگارم از دوری صیاد دگر تاب ندارم رفتست قرارم چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم تا دام در آغوش نگیرم نگرانم از ناوک مژگان چو دو صد تیر پرانی بر دل بنشانی چون پرتو خورشید اگر رو بکشانی وای از شب تارم در بند و گرفتار بر آن سلسله مویم از دیده ره کوی تو با اشک بشویم با حال نزارم با حال نزارم برخیز که داد از من بیچاره ستانی بنشین که شرر در دل تنگم بنشانی تا آن لب شیرین به سخن باز گشایی خوش جلوه نمایی ای برده امان از دل</description>
<pubDate>Thu, 01 Mar 2012 16:16:13 +0330</pubDate>
<dc:creator>najvaeshgh</dc:creator>
<guid>najvaeshgh.blogfa.com/post/126</guid>
</item>
<item>
<title>در آمد </title>
<link>https://najvaeshgh.blogfa.com/post/125</link>
<description>بشکن طلسم حادثه را بشکن مهر سکوت از لب خود بردار منشین به چاهسار فراموشی بسپار گام خویش به ره بسپار تکرار کن حماسه خود تکرار چندان سرود سوگ چه می خوانی ؟ نتوان نشست در دل غم نتوان از دیده سیل اشک چه می رانی ؟ سهرابمرده راست غمی سنگین اما غمی که افکند از پا نیست برخیز رخش سرکش خود زین کن امید نوشداروی تو از کیست ؟ سهرابمردهای و غمت سنگین بگذر ز نوشداروی نامردان چشم وفا و مهر نباید داشت ای گرد دردمند ز بی دردان افراسیاب خون سیاوش ریخت بیژن به دست خصم به چاه</description>
<pubDate>Mon, 27 Feb 2012 10:03:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>najvaeshgh</dc:creator>
<guid>najvaeshgh.blogfa.com/post/125</guid>
</item>
<item>
<title>حمید مصدق</title>
<link>https://najvaeshgh.blogfa.com/post/124</link>
<description>تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت</description>
<pubDate>Tue, 31 Jan 2012 07:37:34 +0330</pubDate>
<dc:creator>najvaeshgh</dc:creator>
<guid>najvaeshgh.blogfa.com/post/124</guid>
</item>
<item>
<title>حافظ</title>
<link>https://najvaeshgh.blogfa.com/post/123</link>
<description>1 واعظان كين جلوه در محراب و منبر مي كنند چـون بـه خلوت ميروند آن كار ديگرمي كنند 2 مشـكلي دارم ز دانشـمند مجلس باز پرس ‌تـوبه فـرمـايان چـرا خـود توبه كمتر مي كنند 3 گـو يـيا بـاور نـمـي دارنـد روز داوري كـاينهـمه قـلب و غـل در كـار داور مي كنـند 4 بـنده پـير خـراباتـم كـه درويشـان او گـنج را از بـي نـيازي خـاك بـر سـر مي كنند 5 يارب اين نو دولتان را برخر خود شان نشان كـاينهـمه ناز از غـلام تُـرك و اسـتر مي كـنند 6 اي گـداي خانقـه بازآ كـه در دير مغان مـي</description>
<pubDate>Mon, 16 Jan 2012 16:51:14 +0330</pubDate>
<dc:creator>najvaeshgh</dc:creator>
<guid>najvaeshgh.blogfa.com/post/123</guid>
</item>
<item>
<title>شب شعر مولانا محمد ولی دشت بیاضی</title>
<link>https://najvaeshgh.blogfa.com/post/122</link>
<description>به مناسبت اولین همایش نکو داشت مولانا محمد ولی دشت بیاضی مراسم شب شعر با حضور شاعران برجسته شهرستانی و استانی بر گزار می گردد. 	 زمان:چهارشنبه 90/7/27 ساعت 18 تا 20 مکان:سالن اجتماعات دانشگاه پیام نور</description>
<pubDate>Tue, 18 Oct 2011 15:05:25 +0330</pubDate>
<dc:creator>najvaeshgh</dc:creator>
<guid>najvaeshgh.blogfa.com/post/122</guid>
</item>
<item>
<title>قاصدک اخوان ثالث</title>
<link>https://najvaeshgh.blogfa.com/post/121</link>
<description>قاصدك ! هان ، چه خبر آوردي ؟ از كجا وز كه خبر آوردي ؟ خوش خبر باشي ، اما ،‌اما گرد بام و در من بي ثمر مي گردي انتظار خبري نيست مرا نه ز ياري نه ز ديار و دياري باري برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس برو آنجا كه تو را منتظرند قاصدك در دل من همه كورند و كرند دست بردار ازين در وطن خويش غريب قاصد تجربه هاي همه تلخ با دلم مي گويد كه دروغي تو ، دروغ كه فريبي تو. ، فريب قاصدك هان، ولي ... آخر ... اي واي راستي آيا رفتي با باد ؟ با توام ، آي! كجا رفتي ؟ آي راستي آيا</description>
<pubDate>Fri, 26 Aug 2011 11:18:55 +0330</pubDate>
<dc:creator>najvaeshgh</dc:creator>
<guid>najvaeshgh.blogfa.com/post/121</guid>
</item>
<item>
<title>4 شهریور سالگرد مهدی اخوان ثالث گرامی باد</title>
<link>https://najvaeshgh.blogfa.com/post/120</link>
<description>مهدی اخوان ثالث (زاده اسفند ۱۳۰۷، مشهد- درگذشته ۴ شهریور ۱۳۶۹، تهران) شاعر پرآوازه و موسیقی‌پژوه ایرانی است. تخلص وی در اشعارش «م. امید» بود. اخوان ثالث در شعر کلاسیک ایران توانمند بود. وی به شعر نو گرایید او آثاری دلپذیر در هر دو نوع شعر به جای نهاده است. همچنین او آشنا به نوازندگی تار و مقام‌های موسیقیایی بوده‌است. پدر او که علی نام داشت، یکی از سه برادری بود که با انقلاب ۱۹۱۷ روسیه به ایران آمد و شناسنامه ایرانی گرفت، از این رو آنان نام خانوادگیشان را</description>
<pubDate>Fri, 26 Aug 2011 09:23:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>najvaeshgh</dc:creator>
<guid>najvaeshgh.blogfa.com/post/120</guid>
</item>
<item>
<title>مولانا</title>
<link>https://najvaeshgh.blogfa.com/post/119</link>
<description></description>
<pubDate>Mon, 08 Aug 2011 10:36:09 +0330</pubDate>
<dc:creator>najvaeshgh</dc:creator>
<guid>najvaeshgh.blogfa.com/post/119</guid>
</item>
<item>
<title>همایش ملی مولانا محمد ولی دشت بیاضی</title>
<link>https://najvaeshgh.blogfa.com/post/118</link>
<description>خلاصه زندگینامه : مولانا محمد ولی دشت بیاضی متخلص به «ولی» اهل «دشت بیاض» قاین می باشد. وی پس از آن که ایام کودکی و نوجوانی را در زادگاهش گذراند، در آغاز جوانی که مصادف با اواخر عهد «شاه طهماسب صفوی» بود به مشهد رفته سپس به قزوین سفر نمود. در سفر به قزوین با «ضمیری اصفهانی» ، «محتشم کاشانی» و در برگشت به خراسان در یزد با «وحشی بافقی» معاشرت داشت. در زمان شاه اسماعیل دوم (985-984 هـ.ق) در خراسان با شاعرانی چون «شکیبی اصفهانی» و «ثنایی مشهدی» مراوده داشته و</description>
<pubDate>Sun, 07 Aug 2011 19:37:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>najvaeshgh</dc:creator>
<guid>najvaeshgh.blogfa.com/post/118</guid>
</item>
</channel>
</rss>
